دیدار خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، با مقامهای ایرانی در ۲۶ اکتبر، اهمیت دارد. حضور این سه مقام نشان میدهد مسائل مورد بحث با ارزیابی تهدید، محاسبات نظامی و مدیریت بحران پیوند داشته است. بااینحال، سطح امنیتی جلسه به تنهایی اثباتکننده انتقال اولتیماتوم یا توافق محرمانه نیست. آنچه علنی شده، دیدار با مسعود پزشکیان، عباس عراقچی و محسن رضایی و توافق بر ادامه گفتوگوهاست.
این سفر کاملا سرزده نبود. مطابق توضیحات علی باقری، ایده برگزاری جلسه در سفر پیشین عاصم منیر مطرح شده بود. بنابراین، محدود بودن اطلاعرسانی پیشاپیش را باید از نبود هماهنگی قبلی جدا کرد. برای اعضای پیمان مکه، حضور مشترک در ایران این امکان را فراهم میکند که نگرانیهای امنیتی خود را هماهنگ بیان کنند؛ برای تهران نیز گفتوگو با سه کشور، فرصتی برای اثرگذاری بر برداشت آنها از بحران است. همین تقارن منافع، اهمیت دیدار را فراتر از مناسبات دوجانبه قرار میدهد.
سناریوی اول نشست تهران؛ میانجیگری برای جلوگیری از جنگ
نخستین سناریو، تلاش برای جلوگیری از دور تازه درگیری میان ایران و آمریکا و اسرائیل است. موضع اعلامشده عربستان درباره حمایت از کاهش تنش و راهکارهای دیپلماتیک، با این برداشت سازگار است. پاکستان نیز در گزارشهای منتشرشده به عنوان یکی از مسیرهای میانجیگری معرفی شده است. در چنین چارچوبی، مأموریت هیئت میتواند روشن کردن مواضع طرفها و شناسایی اقداماتی باشد که خطر برخورد را کاهش دهد. اما میانجیگری زمانی نتیجه میدهد که طرفهای اصلی بحران، برای اجرای تعهدات متقابل آمادگی داشته باشند.
گزارشهای مربوط به نشست تهران، موضوعاتی مانند امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، فشار اقتصادی بر ایران و جنگ یمن را در کنار یکدیگر مطرح کردهاند. از این منظر، اعضای پیمان مکه ممکن است به دنبال تفاهمی مرحلهای باشند که در آن کاهش تهدیدهای امنیتی با گشایشهای دیپلماتیک یا اقتصادی همراه شود. بااینحال، چنین برداشتی هنوز سناریویی تحلیلی است. نه جزئیات یک بسته مشترک منتشر شده و نه میتوان گفت همه طرفها درباره پیوند دادن این پروندهها توافق کردهاند.
گره اصلی چنین تفاهمی، ترتیب اقدامها و اعتبار تضمینها خواهد بود. اگر یک طرف خواهان اقدام فوری طرف مقابل باشد، اما اجرای تعهدات خود را به آینده موکول کند، احتمال توقف مذاکرات افزایش مییابد. گزارش یورونیوز از روایتهای امواج میدیا و گاردین نیز اختلاف بر سر توالی اقدامها را برجسته کرده است. بنابراین، کوتاه شدن فاصله زمانی اجرای پیشنهادها لزوما به معنای رفع اختلاف نیست. مسئله مهم تر این است که هر طرف چگونه اطمینان پیدا کند امتیاز واگذارشده، بدون پاسخ نخواهد ماند.
سناریوی دوم نشست تهران؛ مذاکره بر سر مهار متقابل
سناریوی دوم بر مدیریت تهدیدهای متقابل متمرکز است. در این برداشت، مذاکره جایگزین بازدارندگی نشده، بلکه مکمل آن است. سه کشور میتوانند هم درباره حفاظت از منافع خود هشدار دهند و هم راههای جلوگیری از گسترش درگیری را بررسی کنند. ایران نیز ممکن است بخواهد روشن کند چه اقداماتی را تهدید مستقیم تلقی میکند. اهمیت چنین کانالی در کاهش احتمال خطای محاسباتی است؛ وضعیتی که در آن، اقدام محدود یک طرف از سوی طرف دیگر مقدمه حملهای گسترده برداشت میشود.
در این چارچوب، نشست تهران میتواند محلی برای تفکیک اختلافات قابل مدیریت از خطوط قرمز باشد. برای اعضای پیمان مکه، امنیت عربستان و جلوگیری از سرایت بحران اهمیت دارد؛ برای ایران نیز نحوه رفتار کشورهای پیرامونی در صورت تشدید رویارویی تعیینکننده است. بااینحال، هیچ سند علنی درباره توافق بر سر استفاده از حریم هوایی، تضمین عدم حمله یا تعهد دفاعی متقابل منتشر نشده است. نسبت دادن چنین نتایجی به جلسه، از اطلاعات موجود فراتر میرود. آنچه قابل تصور است، تلاش برای شناخت مواضع و محدود کردن ابهام هاست.
پرونده یمن نیز در همین معادله قرار میگیرد. گزارشها از نگرانی درباره حملات حوثیها به عربستان حکایت دارد، اما ارتباط تهران با این گروه نباید معادل کنترل کامل تصمیمهای آن فرض شود. حتی اگر ایران در کاهش تنش نقش داشته باشد، رسیدن به تفاهمی پایدار به محاسبات و مطالبات بازیگران یمنی نیز وابسته خواهد بود. ازاینرو، هر توافق احتمالی که بدون توجه به استقلال تصمیمگیری این بازیگران تنظیم شود، ممکن است در مرحله اجرا با محدودیت مواجه شود و انتظارات طرفها را برآورده نکند.
سناریوی سوم نشست تهران؛ ایجاد کانال دائمی امنیتی
احتمال سوم، تبدیل تماس مقطعی به سازوکاری مستمر برای مدیریت اختلافات است. بیانیه پایانی بر ادامه گفتوگوها تأکید کرده؛ عبارتی که هنوز تعهدی اجرایی محسوب نمیشود، اما امکان پیگیری را باز میگذارد. برای اعضای پیمان مکه، چنین مسیری میتواند هزینه ارتباط در هنگام بحران را کاهش دهد. تهران نیز میتواند از آن برای طرح پیشنهادهای منطقهای استفاده کند. بااینحال، گفتوگو با یک پیمان دفاعی به معنای عضویت در آن، همسویی راهبردی یا پذیرش تعهد دفاع از ایران نیست.
معیار ارزیابی نشست تهران، تکرار دیدارها، تعیین دستور کار مشخص و مشاهده اقدامهای قابل سنجش خواهد بود. اگر تماسها به تبادل مواضع محدود بماند، ارزش عملی آنها کاهش مییابد. در مقابل، توافق بر روش ارتباط هنگام بحران یا اقدامهای متقابل برای کاهش تنش، میتواند نشانه پیشرفت باشد. نشست تهران در نقطه تلاقی دیپلماسی و بازدارندگی قرار دارد؛ جایی که اعضای پیمان مکه میکوشند خطر جنگ را مهار کنند و ایران نیز فرصت دارد نگرانیهای خود را مستقیما مطرح کند. نتیجه، به تعهدات بعدی وابسته است.
