Mojtaba Momeni

تحلیل از مجتبی مؤمنی · · مسائل داخلی و سیاست خارجی ایران · امنیت منطقه‌ای و ژئوپلیتیک

از بسته شدن تنگه هرمز تا سونامی آبی ۳ نوامبر، جنگ با ایران چگونه به شکست حزب ترامپ دامن زد؟

دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ کنترل مجلس نمایندگان و سنا را از جمهوری خواهان گرفتند. دونالد ترامپ شخصا در این انتخابات نامزد نبود، اما حزبش اکثریت هر دو مجلس را از دست داد و رای دهندگان توان او برای پیشبرد برنامه هایش را محدود کردند. ترامپ پس از انتخابات نیز پذیرفت که جنگ با ایران در شکست جمهوری خواهان نقش داشته است. پرسش اصلی این است که یک جنگ در آن سوی جهان، چگونه به بخشی از تصمیم رای دهنده آمریکایی تبدیل شد؟

ترامپ در کاخ سفید و موجی از تنگه هرمز که به صندوق رای دموکرات ها می رسد

پاسخ را باید در پیوند میان دو موضوع جست که در نظرسنجی ها جداگانه سنجیده می شوند: سیاست خارجی و هزینه زندگی. برای بخشی از رای دهندگان، خبر درگیری در تنگه هرمز زمانی اهمیت روزمره پیدا کرد که هزینه پر کردن باک خودرو بالا رفت. فشار ناشی از جنگ روی نارضایتی هایی نشست که از قبل وجود داشتند. همین ترکیب به دموکرات ها امکان داد عملکرد دولت را با معیاری بسنجند که برای بسیاری از خانواده ها ملموس بود: آیا زندگی در دوره ترامپ مقرون به صرفه تر شده است؟

جنگ با ایران چگونه از هرمز به پمپ بنزین رسید؟

اختلال در تردد نفتکش ها در هرمز، نگرانی درباره عرضه انرژی را افزایش داد. اهمیت این مسیر برای مصرف کننده آمریکایی به این بستگی ندارد که بنزین خودروی او مستقیما از نفت عبوری از تنگه تولید شده باشد. پالایشگاه ها و خریداران در بازاری به هم پیوسته فعالیت می کنند. وقتی دسترسی به بخشی از عرضه دشوارتر می شود، رقابت برای محموله های جایگزین و نگرانی از تداوم اختلال می تواند قیمت ها را در بازارهای دیگر نیز بالا ببرد.

برای خانواده ای که باید هر روز با خودرو به محل کار برود، سوخت هزینه ای است که به سادگی نمی توان آن را به ماه بعد موکول کرد. کسب و کارهای وابسته به حمل و نقل نیز با افزایش هزینه روبه رو می شوند و ممکن است بخشی از آن را به مشتری منتقل کنند. به این ترتیب، اثر اقتصادی جنگ با ایران می تواند در تصمیم فردی بازتاب پیدا کند که در پاسخ به پرسش درباره اولویت انتخاباتی اش، گرانی را در صدر قرار می دهد. این مسیر غیرمستقیم، تفاوت میان اهمیت سیاسی جنگ و جایگاه آن در فهرست دغدغه های اعلام شده را توضیح می دهد.

مسئله برای ترامپ شخصی تر بود، زیرا او در کارزار ۲۰۲۴ کاهش فشار قیمت ها را به یکی از وعده های اصلی خود تبدیل کرده بود. طولانی شدن درگیری، دفاع از آن وعده را برای نامزدهای جمهوری خواه دشوار کرد. کاخ سفید می توانست برای عملیات دلایل امنیتی مطرح کند، اما نامزدهای کنگره باید در حوزه های انتخابیه خود توضیح می دادند چرا بهبود معیشتی مورد انتظار هنوز احساس نمی شود. پاسخ به این پرسش با طولانی شدن بحران و نامعلوم ماندن زمان پایان آن سخت تر شد.

چرا جنگ با ایران به هزینه انتخاباتی جمهوری خواهان تبدیل شد؟

نظرسنجی انتخاباتی آسوشیتدپرس نشان داد حدود نیمی از رای دهندگان، هزینه زندگی و فساد دولتی را برای رای خود به کنگره تعیین کننده می دانستند. سهم کسانی که جنگ با ایران را به همان اندازه تعیین کننده می دانستند، پایین تر بود. این یافته نشان می دهد دموکرات ها از چند منبع نارضایتی سود بردند. در عین حال، پاسخ های نظرسنجی سهم جداگانه جنگ را در نارضایتی اقتصادی اندازه نمی گیرند. برای چنین نتیجه ای باید بتوان اثر سوخت را از عواملی مانند تعرفه ها و سایر فشارهای معیشتی جدا کرد.

عامل دیگر، انتظاری است که خود ترامپ از نتیجه انتخابات ساخت. او از هوادارانش خواسته بود طوری رای بدهند که گویی نام خودش در برگه رای است. این رویکرد می توانست پایگاه حزب را بسیج کند، اما به همان اندازه به مخالفان فرصت داد رای به نامزدهای دموکرات را وسیله محدود کردن رئیس جمهور بدانند. برای نامزدی جمهوری خواه که می خواست کارنامه محلی خود را برجسته کند، ملی شدن رقابت به این معنا بود که باید درباره تصمیم هایی پاسخ می داد که اختیار اتخاذ یا تغییرشان را نداشت.

موج آبی زمانی به تغییر قدرت انجامید که دموکرات ها توانستند در برخی حوزه های متمایل به جمهوری خواهان نیز پیشروی کنند. با این حال، تغییر نتیجه در یک حوزه می تواند از جابه جایی رای، تفاوت در میزان مشارکت یا ویژگی های نامزدها ناشی شود. نتایج سراسری به تنهایی سهم هر یک را نشان نمی دهد. بنابراین، نقش جنگ با ایران را می توان در دشوارتر شدن دفاع جمهوری خواهان از کارنامه اقتصادی و امنیتی دولت دید، بدون اینکه برای تک تک کرسی های از دست رفته توضیح یکسانی ارائه کرد.

سونامی آبی چه تغییری در تصمیم بعدی ترامپ ایجاد می کند؟

با تغییر اکثریت کنگره، کاخ سفید برای پیشبرد برنامه هایش با مجلسی روبه رو خواهد شد که انگیزه بیشتری برای مطالبه توضیح درباره هزینه، اهداف و زمان پایان عملیات دارد. نظارت بر بودجه و برگزاری جلسات استماع می تواند هزینه سیاسی ادامه درگیری را بالا ببرد. میزان اثرگذاری این ابزارها به تصمیم های اکثریت جدید و توان آن برای تبدیل مخالفت سیاسی به اقدام مشخص بستگی دارد. نتیجه انتخابات به خودی خود زمان پایان جنگ یا مسیر مذاکرات را تعیین نمی کند.

برای ترامپ، تصمیم بعدی با دو مطالبه همزمان روبه روست. دولت باید توضیح دهد ادامه فشار نظامی چه نتیجه قابل دستیابی دارد و چگونه می خواهد از تکرار هزینه هایی جلوگیری کند که در کارزار انتخاباتی به زیان حزبش تمام شدند. اگر مذاکره به کاهش پایدار اختلال در هرمز بینجامد، کاخ سفید می تواند نتیجه را در قالب کاهش فشار اقتصادی توضیح دهد. اگر عملیات گسترش یابد، کنگره جدید زمینه بیشتری برای پرسش از رابطه هزینه و نتیجه خواهد داشت.

تا پیش از رای گیری، دولت می توانست بازگشت آرامش به بازار انرژی را به پایان درگیری موکول کند. پس از از دست رفتن هر دو مجلس، این وعده زیر نظارت اکثریتی قرار می گیرد که با نارضایتی از گرانی به قدرت رسیده است. ادامه جنگ با ایران اکنون برای ترامپ یک پرسش داخلی هم دارد: چه نتیجه ای از عملیات می تواند هزینه ای را توجیه کند که رای دهندگان پیش از رسیدن به آن، در زندگی روزمره خود احساس کرده اند؟

این تحلیل به زبان‌های دیگر: Englishالعربية